الشيخ محمد علي الگرامي القمي
69
درباره مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
و حكومت نيز هر چند قاطع باشد ، نمىتواند مانع استثمارهاى نهانى افراد گردد ليكن مىخواهم بگويم تنها عامل مبارزه با استثمار هم ، بيرون راندن ماشين از صحنهء سود و بهره نيست . قبول داريم كه تمركز ثروت در يك جا نوعاً استثمار مىآورد ولى براى پخش آن ناچار به كنار زدن ماشيندار ، از حوزهء بهره نيستم . در اسلام صرف نظر از قوانين قطعى لازمى كه براى پخش ثروت در نظر گرفته شده است كه به موقعش خواهم گفت ، راههاى ديگرى كه به ظاهر اخلاقى و به باطن از هر وسيلهء زور و قانونى محكمتر و قاطعتر ، از تمركز ثروت جلوگيرى مىكند . مىدانيد كه داروى معالج نسل روز و پاسخ به پرسش « راه پخش ثروت » در زمان ما ، پيش آوردن قانون « ارث » اسلام و يا قوانين تحريم ربا و قمار و فحشاء و موسيقى و ساير كسبهاى حرام نيست گر چه اينها حتماً مؤثرّند و زياد هم مؤثرّند ليكن معالج قطعى نيستند . من در اين فصل از مطالب مزبور كه نوعاً شنيده و يا خواندهايد سخنى به ميان نياورده و تكرار مكررّات نمىكنم . مطالب كلّى ديگرى را از روح امامت اسلامى عرضه مىدارم : 1 - اسلام با آميختن اعتقاد به پاداش اخروى در جان مردم ، افراد را در برابر ثروت و مادّيات ، با شخصيّت و استقلال روحى بار مىآورد و